بعد از 8 ماه بار دیگر در وبلاگم مطلبی خواهم نوشت. مطلبی که باید آن را عزانامهای برای مردم خوزستان نامید.
به هر جا که نگاهی می اندازیم، خاک می بینیم و این خاکی است که از کشور دوست و برادر ما سوریه رهسپار ایران شده است، نه کشور همسایه عراق. این خاکی که دانه های آن دارای درجهی 1200 الی 1800 دانه در هر اینچ مربع است. به زبان ساده یعنی پودر، پودر، پودر. ریزترین خاکی که هیچ راهی برای جلوگیری از ورود آن به درون ریههای خود نداریم. خاکی که دارای مواد بسیار خطرناکی است که اسمی از آن نمی برم.
من نمیدانم مردم خوزستان دل به چه خوش کرده اند؟ این مردم به چه می اندیشند؟ آیا از خطرات این خاک خبری دارند؟ آیا دلیل افسردگی و سرخوردگی خود را می داند؟ آیا دلیل این همه مشکل جسمی خود را می داند؟ جواب آن این است : نمی دانند و اگر می دانند راهی برای بیان آن ندارند.
بله دوستان، در تهران یک روز خاک آمد و 2 روز تعطیل شد!!!!! این نشان از آن دارد که شما در خوزستان تنها افرادی هستید که برای اسخراج نفت ( تنها سرمایه ملی ) سود برای جامعه دارید. چیزی بجز این برای شما تعیین نشده. این نشان از پایین بودن سطح آگاهی مردم دارد.
خطاب به استاندار خوزستان : در صورت پیگیری نکردن این مشکل و رفع نکردن آن تا شهریور 1388 به عنوان یک شهروند موضوع را به صورت کاملاً جدی پیگیری خواهم کرد. ضمناً در صورتی که ادارهی محیط زیست خوزستان دربارهی این موضوع فعالیت مثبتی انجام ندهد با مدیر حرفهایی دارم که به موقع خواهم زد. اینها تهدید نیست، بلکه حق یک شهروند است.
ضمناً انجمن دوستداران محیط زیست در حال تشکیل است. برای آگاهی بیشتر از آن میتوانید به وب سایت www.irenv.com سربزنید. این وب سایت از روز 20 تیرماه 1388 فعالیت خود را آغاز خواهد کرد.

